تبليغاتX
... شب هاي شعر شاعر شنيدني است

بسمه تعالی

■ : ...

□ : ...

■ : ...

□ : ...

...

!



پروا...نه !شعر بیش از آن که آرامم کند آزارم می دهد !

-----------------------------

پروانه

بی تاب گلی ست که برای تو چیده ام

گل را به شاخه می بندم

پروانه آرام می شود

شعری برای تو می چینم !

محمد علی بهمنی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت 3:23 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي
من نمي گويم زيان كن يا به فكر سود باش / اي ز فرصت بي خبر، در هر چه خواهي زود باش !


زمنجليقفلكسنگفتنهميبارد !
------------------------

چنين كشته حسرت كيستم من ؟
كه چون آتش از سوختن زيستم منسوزش
نه شادم نه محزون نه خاكم نه گردون
نه لفظم نه مضمون، چه معنيستم من ؟
اگر فانيم چيست اين شور هستي
وگر باقيم از چه فانيستم من؟
بناز اي تخيل! ببال اي توهم !
كه هستي گمان دارم و نيستم من
بخنديد اي قدر دانان فرصت
كه يك خنده بر خويش نگريستم من
درين غمكده كس مميراد يا رب !
به مرگي كه بي دوستان زيستم من
جهان گو به سامان هستي بنازد
كمالم همين بس كه من نيستم من !

بيدل

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 5:22 PM توسط سید محمد باقر موسوی |

 

 

من !

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 3:29 AM توسط سید محمد باقر موسوی

بسمه تعالي

پرگار موظف به دايره كشيدن است

اما نمي دانم چرا در دستان من كه قرار مي گيرد مستطيل مي كشد ؟! مشکل از چیست نمی دانم !!


 

بیم فاسد شدنم می رود !

------------------------- 

سوخت تنهايي مرا اي بي وفا وقتست وقت

گر شبي خواهي شدن مهمان ما وقتست وقت

 

تا نپوشيده است چشم از زندگي يعقوب ما

گر به كنعان خواهي آمد اي صبا وقتست وقت

 

در چنين وقتي كه ما از خويش بيرون رفته ايم

گر درآيي از در صلح و صفا وقتست وقت

 

سوزن بي دست و پا سر رشته را گم كرده است

جذبه اي گر داري اي آهنربا وقتست وقت

 

جان ز لب بر فكر دامن بر كمر پيچيدنست

گر حلالي خواهي از بيمار ما وقتست وقت

 

گر حقوق آشنايي را رعايت مي كني

عمر چندان نيست اي نا آشنا وقتست وقت

 

دستم از سر رشته اميد ها كوته شده است

گر بدستم مي دهي زلف دوتا وقتست وقت

 

بر سر بالين بيماران درد انتظار

گر رساني خويش را اي نا رسا وقتست وقت

 

گشت چشم استخوان ما سفيد از انتظار

ميگشايي گر پر و بال اي هما وقتست وقت

 

دست دامن گير و پاي رفتنش زين در نماند

رحم كن بر صائب بي دست و پا وقتست وقت

 

صائب تبريزي


 

+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 1:43 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالی

آیا کسی هست که شانه اش را به من قرض دهد ؟!



پریشان و درهم

+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 2:37 AM توسط سید محمد باقر موسوی |