
نمره انضبا ط ...
در مدرسه از نشاطمان کم کردند
از فرصت ارتباطمان کم کردند
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم
از نمره انضباطمان کم کردند
مهدی نقبایی
حتي خدا هم...
آن اتفاق نبايد آن شب براي من افتاد
آن شب كه چشمم به چشم دريايي آن زن افتاد
آن زن كه موج نگاهش آهسته آهسته آمد
گرداب شد در نهايت در شعر هاي من افتاد
وقتي به شعر من آمد عريان ترين واژه ها شد
در گوشش آنقدر خواندم تا فكر پيراهن افتاد
پوشيد پيراهنم را آبي تر از آسمان شد
خورشيد از دكمه هايش فكر درخشيدن افتاد
آنقدر زيبا شد آن زن آن شب كه حتي خدا هم
از عصمت خود در آمد در دام اهريمن افتاد
اما نفهميدم آن شب آن اتفاق نبايد
آن اشتباه مكرر اين بار هم سهوا افتاد
حسين حاج هاشمي

...
گلدان شكسته ام ترك روي ترك
يك روز چو مرهمي و يك روز نمك
اي عشق مگر مسخره دست تو ام
برگرد برو هي به جهنم به درك
كبري موسوي