الهی تو دانی کدام است !
-----------------------
شیخ را گفتم ، از کدام سو بروم تا به او برسم ؟
گفت از هر سو ،
.
.
.
اگر بروی !
چه شعله ای می کشند این شعرهای سوخته !
-------------------------------------------
پيش از آني كه به يك شعله بسوزانمشان
باز هم گوش سپردم به صداي غمشان
هر غزل گر چه خود از دردي و داغي مي سوخت
ديدني داشت ولي سوختن با همشان
گفتي از خسته ترين حنجره ها مي آمد
بغضشان شيونشان ضجه ي زير و بمشان
نه شنيدي و مباد آنكه ببيني روزي
ماتمي را كه به جان داشتم از ماتمشان
زخم ها خيره تر از چشم تو را مي جستند
تو نبودي كه به حرفي بزني مرهمشان
اين غزلها همه جانپاره ي دنياي منند
ليك با اين همه از بهر تو مي خواهمشان
گر ندارند زباني كه تو را شاد كنند
بي صدا باد دگر زمزمه ي مبهمشان
شكر نفرين به تو در ذهن غزل هايم بود
كه دگر تاب نياوردم و سوزاندمشان
محمد علی بهمنی
اگر می خواهی پرستشت کنم
خدا باش و خدا مهربان است!
-----------------------
شاعران به جهنم نمی روند
جهنم آنها دنیا ست
وقتی
کسی شعرشان را نمی فهمد
مشترک گرامي
دسترسي به اين پست امکان پذير نميباشد