بسمه تعالي
گاهي سرنوشت و تقدير مخدر و آرامبخشي است براي آرزوهايي كه به آن نرسيديم ، و يا براي رسيدن به آن تلاش كافي نكرده ايم . اين سرنوشت لعنتي ...
دل خوش سيري چند ؟!
-------------------------
نه گندمي و نه يار گندم گوني
ما هم دلمان خوش است آدم هستيم !
بيژن ارژن
این روزها که می گذرد شادم ، باور کنید !
-----------------------
آینه را
به دهانم نزدیک می کنم
می پرسد دندانت ؟
می گویم نفسم !
دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم ، با یک آرامبخش !
----------------------
با دست شماست
که می نویسم
با صدای شماست
که می گویم
با چشم شماست
که می خوانم
نه دستم مال من است
نه صورتم ، نه صدایم
چه برسد به شعرم !!