تبليغاتX
... شب هاي شعر شاعر شنيدني است

بسمه تعالي

اگر با آمدن آفتاب از خواب بيدار شويم نمازمان قضاست !


خورشيد پشت ابر 

اين الشموس الطالعه ؟

---------------------

۱۱۷۴ سال است

كه مردي منتظر ۳۱۳ مرد است

.

.

.

چه قدر مرد شدن زمان مي برد ؟!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 2:24 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي

هنوز كه هنوز ، تاوان اشتباه گذشته را مي دهم ،هميشه در لباس يوسف و تنها همين يك بار برادران يوسف !


هر ثانيه اش عمري مي گذرد ، پشيماني را چه سود ؟!
--------------------------------------
ای بر دل خسته مرهم! آرام جانم! رفیقم!هر ثانيه اش !
آیا به یادت می‌آیم؟ من زخم ِ‌عهد ِ‌عتیقم!

حق داری ای روح مجروح، از من دل‌آزرده باشی
من مثل صبرت كُشنده، مثل غرورت عمیقم

ساطور و خنجر به جانت این‌گونه آتش نزد که...!
آنها اگر شعله بودند، من جنگلی از حریقم

دریای بی‌ساحل من! تو زخم خوردی و من داغ
تو پشت موجت شکسته، من شیون یک غریقم!

هرچند این بیت آخر هم استخوان لای زخم است
من با غم عشقت ای یار! تا عمر دارم رفیقم...

مژگان عباسلو

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 3:38 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي

در وحشت خويش گم گشته ام گم / وحشي نزيد ميان مردم


انديشيدن آزارم مي دهد و ناچار از اندیشیدن !
--------------------------------------------

فاتحه اي چو امدي بر سر خسته اي بخوانگاه می انديشم،

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گويد؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی،روی تو را

کاشکی می ديدم.

شانه بالا زدنت را، - بی قيد -

و تکان دادن دستت که، - مهم نيست زياد -

و تکان دادن سر را که،

- عجيب! عاقبت مرد؟

- افسوس!

- کاشکی می ديدم!

من به خود می گويم:

"چه کسی باور کرد، جنگلِ جانِ مرا، آتشِ عشقِ تو خاکستر کرد؟"

حميد مصدق

 

+ نوشته شده در جمعه 11 مرداد1387ساعت 3:24 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالی
گفتگوی آیین درویشی نبود / ورنه با تو ماجراها داشتیم 
 


هوای حوصله ابریست !
-----------------------
قلم را رها تر از همیشه میان انگشتانم نگاه میدارم تا هر آنچه خود خواست بنویسد، اما انگار حوصله ندارد، حوصله هیچ کس و هیچ چیز ، حتی حوصله خودش حتی حوصله تو... !
می خواهم شعری بسرایم ، حتی شعر خودش را از من دریغ می کند ، انگار شعر هم حوصله ندارد، حوصله هیچ کس و هیچ چیز، حتی حوصله خودش حتی حوصله تو... !
.
.
.

نتیچه اخلاقی : حوصله نیست !
نتیجه سیاسی : حتی حوصله تو !
نتیجه تاریخی : حافظ هم عجب حوصله ای داشته !
 

+ نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 1:44 AM توسط سید محمد باقر موسوی |