بسمه تعالي
به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من / چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا
وقتي صحبت از غم علي است !
-----------------------------
حرف از غم كشته شدن زاده خانه خدا در خانه خدا نيست
حرف از غم كشته شدن پدر حسن حسين و زينب نيست
حرف از غم شكافتن فرق شير ميدان جنگ نيست
حرف از غم يتيم شدن يتيمان كوفه نيست
.
.
.
حرف از غم يك مرد است ...
بسمه تعالي
خرم آن روز كه با ديده گريان بروم / تا زنم آب در ميكده يك بار دگر
شاعر بياوريد ، نه شاعران معاصر ، مضمون فراهم است !
---------------------------------------------------------
این بار گاه کیست که کیهان در آن گم است
میزان در آن معطل و کیوان در آن گم است
اینجا مگر کجاست که تنها نه انس و جان
عقل تمام عالم امکان در آن گم است
شاید چنین که غلغله آدم و پری است
انگشتر و نگین سلیمان در آن گم است
اینسان که گونه تر شود از اشک شوق خلق
شور و نشور شرشر باران در آن گم است
بوی گلاب قمصر کاشان غریبه است
در این مکان که روضه رضوان در آن گم است
خضر نبی به ساحت آن غبطه می برد
اینجا که آب چشمه حیوان در آن گم است
گر گویمش که کعبه دیگر غریب نیست
بیت المقدسی که خراسان در آن گم است
نغمه مستشار احمدي
بسمه تعالي
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار / تا گفتم السلام عليكم شروع شد ...

خدايا خواهش ميكنم !
-----------------------
خدايا مرا به دوردست ببر
جايي كه نه انساني باشد
نه فرشته اي و نه شيطاني
فقط من باشم و تو
...
خواهش ميكنم !
بسمه تعالي
آه از سري كه خانه افكار خط خطي است ...
حالا هي بشين خودتو تحليل كن !
----------------------
گاه با خود مي انديشم :
□
وقتي بودنت با نبودنت يكي است
چه خنده اور است
انديشه چگونه بودن !
□
وقتي بالي براي پرواز نداري
چه بيهوده است
ارزوي اسمان و پرواز !
□
وقتي روحت پير شده است
ديگر چه فرقي مي كند
بيست باشي يا هشتاد ؟!
□
وقتي همه چيز را روزگار به تو تحميل مي كند
ديگر تصميم براي آينده ات از چه روست ؟!
□
وقتي او ...